آهنگ یک شاخه گل بردم به برش (تمام اجراهای جدید و قدیم)
متن آهنگ تمام اجراها یک شاخه گل بردم به برش
امد جانم ز سفر باز آمد
شِکَر دهانم ز سفر باز آمد
عزز آن که بى خبر
به ناگهان رود سفر
چو ندارد دگر دلبندی
به لبش ننشند لبخندی
چو غنچه سپده دم
شفته شد لبم ز هم
که شندم یارم باز آمد
ز سفر غمخوارم باز آمد
همچنان که عاقبت پس از همه شب بدمد سحر ناگهان
نگار من چنان مَه نو آمد از سفر
همچنان که عاقبت پس از همه شب بدمد سحر ناگهان
نگار من چنان مَه نو آمد از سفر من هم
پس از آن دوری بعد از غم مهجوری
یک شاخه گل بردم به برش
یک شاخه گل بردم به برش
ددم که نگار من
سرخوش ز کنار من
بگذشت و به بَر یار دگرش
بگذشت و به بَر یار دگرش
وای از آن گلى که دست من بود
خموش و یک جهان سخن بود
خموش و یک جهان سخن بود
گل که شهره شد به بى وفای
ز ددن چنن جدای
ز غصه پاره پرهن بود
https://musicdel.ir/single-tracks/423926/